|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
مثل همه ادم های دنیا
مثل من
و
مثل تو
مثل هر کس دیگری
طاعون زده ایم
میان کوچه کسی نمانده
جز عده ای که دعا می خوانند
و انهایی هم که بر سر میزنند
و تعدادی کودک با چشمانی مات و وحشت زده
حالا میان این همه وحشت
حالا که چند قدمی بیشتر نمانده تا مرگ
حالا واقعا نمی دانم کجایی
حتی لحظه ای از ذهنم نگذشته ای
باید اعتراف کنم که ...
حالا نیازی به پدر مقدس نیست
نیازی به تو هم نیست
نیاز به یک فرشته نجات است
که از اسمان نازل شود
دست های همه ما را بگیرد
وردی زیر لب زمزمه کند و فوتی
همه چیز به حال اول برگردد
ان وقت شاید وقتی کنم
جایی هم برای تو باز شود میان مرداب دلم ...