مجانی دیوانه شویم!!!

امروز شادم و از این راضی ام چون شادیم وابسته به چیزی نبود

خودم خواستم دختر شادی باشم چون حالم بهتره

می خوام ورزشم رو شروع کنم

حالا خیلی جوگیرانه عمل نمی کنم آروم آروم و اینجا میام گزارش میدم

تا قبل از این چند خط رو صبح توی محضر نوشتم الباقی رو دارم ساعت دو نیم شب می نویسم 

دلیلش اینه که امروز موفق بودم و خودم دلیل شادی خودم بودم 

آنروز به خودم خیلی توجه کردم و واقعا دیدم چقدر جا داره که من خودمو بالاتر بکشم شایسته ی این هستم که خودم رو هر روز بهتر کنم 

و توی دنیا چ کاری مهمتر از ارتقا خودم و توجه به خواست و نیاز خودم 

دلم میخواد رابطه ها رو تجربه کنم آدمهای مختلف 

و از ارتباط برقرار کردن نترسم 

توی ارتباط با آدمهای دیگه من خودمو بیشتر میتونم بشناسم و از اون محدوده ی بسته ی ثابت خانواده دور شم و تجربه های جدید و متفاوت داشته باشم 

آدم ها بل خواسته های متفاوت رو ببینم و یاد بگیرم که قبول کنم تفاوت ها رو

اینا همه ی چیزاییِ که هزار بار خوندم و شنیدم و تا واردش نشده باشی درکش نمیکنی 

امروز به دوستام زنگ زدم به رقی و حدیثه فردا با صالحه حرف میزنم 

و به جزییات بیشتر اهمیت میدم 

به خودم گفتم قرار نیست شاخ غول بشکنی قراره آدم باشی و این بسه 

به خودم‌نمیخوام سخت بگیرم 

به سنم فکر میکنم و انگار که حس میکنم دیره 

ولی باید یادم باشه که این حرفا جز یاس و افسردگی هیچی نصیب من نمیکنه 

من فعلا کارهایی که میتونم انجام میدم 

کلاس زبان رو پیگیری میکنم 

ورزش رو میرم 

و سعی میکنم مشاهده هام و زیاد کنم 

قول میدم 

خودمو مجبور میکنم اینجا بنویسم روزامو

 

+ تاريخ یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ساعت 2:38 نويسنده |