مجانی دیوانه شویم!!!
چی بهتر از روزا و شب هایی که پر از شعر و صداست

شعرایی که فقط و فقط مال توعه برای توعه

هیچی بهتر از  این اتفاق فوق العاده نیست

+ تاريخ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۵ساعت 10:46 نويسنده |
امشب از اون شباست که من بی نهایت ضعیف شدم

می چسبم به همه ی خاطره های بدم 

ناکامی هام 

غم و غصه هام 

و فکرای وحشتناک و بد 

هی راه به راه بغض میکنم

و هی می شکنم 

می شکنم توی خودم 

شاید باید خیلی بهش بها ندم 

به این ضعفم بها ندم 

یه وقتایی توی زندگی واقعا نمیشناسم خودمو 

کم میارم 

الان اصلا این آدم ضعیفو نمیشناسم

نمیتونم تحمل کنم 

و بدتر از هم این حس مزخرفیه که دچارشم

که هیچ چیز دلمو نمیلرزونه 

و این بدترین اتفاقیه که میتونست برام بیوفته

+ تاريخ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵ساعت 2:34 نويسنده |
بی رحمانه ست واقعا 

خیلی بی رحم 

سخته که دوستای خیلی صمیمیت 

دوستایی که انقدر براشون ارزش قایل بودی 

که تا صبح پای حرفا و درد دلاشون میشستی

بی خیال اینکه صبح زود باید پاشی 

یهو میذارن میرن 

روحی و روانی ترک میکنن تو رو

میمونی تنها

شبای تا صبح تنها

خیره به سقف 

یا ولگردی تو اینستاگرام 

بلکه پر کنی این خلا رفاقتو 

یادش نیوفتی بی معرفتی رو

من البته پوستم خیلی کلفت شده

بی نهایتم بی احساس شدم

از این بی وفایی ها و

رفتن های که دیدم  

+ تاريخ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵ساعت 1:56 نويسنده |