|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
لعیا جان را بردیم مدرسه و برگشتیم
روز خوبی بود حس خیلی خوبی بود
من جدا از احساس غرور (انگار که جایزه نوبل برده باشه )
گذر عمرم رو حس کردم
بعد از یک روز مرخصی از دفترخانه
دوباره با ثبت آنی مواجه هستیم که هنوز همان آش ولی کاسه اش شکسته گویا
دیروز برادر جان دسته ی جوی استیک اش را آورد دفتر
و ما علنا فیفا 2009 بازی کردیم
اصلا یه وضعی ....