مجانی دیوانه شویم!!!

امروز جمعه ست

عجب جمعه دلچسبی هم هست 

به همه ی کارام رسیدم 

استراحتمم کردم 

بعد از صبحانه از خونه عمه اومدم خونه خودمون و 

سه تا سند تنظیم کردم 

فکر کن !

از خونه 

نمی دونی چه سرعتی داشت لامصب !


یه سند قطعی ملک زدم 

یه فک رهن 

یه تعویض پلاک 

بعدش پاشدم واسه خودم یه دمپختک گذاشتم 

و تا دم بکشه یه چای شیرین و نون و خیار زدم بر بدن 

تازه یاد گرفتم چطور شناسه ملی اشخاص حقوقی رو اینترنتی بگیرم 


من یکی از آرزوهام اینه که بازی ساکر رو یاد بگیرم 

هر کار کردم نشد

نتونستم 

چندتا گل افتضاح هم خوردم 

آه !!!


شام درست کردم (مامانینا دارن میان)

ماشین لباسشویی روشن کردم 

خونه رو مرتب کردم 

همزمان با آهنگ های مازیار فلاحی 

آهنگ" قربون مست نگاهت" و "لعنت به من"و... 

فکر کن ! حیاطمون رو هم شستم !من!


مامانم هر وقت میره مسافرت زنگ که می زنه 

فقط احوالپرسی میکنه 

اصلا از وضعیت تغذیه و پول و اینا نمی پرسه 

نه اینکه بی فکر باشه 

چون می دونه من کاری نمی کنم که بهم سخت بگذره 


فردا شب میرم خونه لعیا 

آخه می خوام روز اول مدرسه همراش برم

دعا کنید اتوبان قم تهران را به سلامت بگذرونم 

 

* چه خوبه که برگشتی : فیلمی بی معنی از مهرجویی



+ تاريخ جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۹۲ساعت 19:50 نويسنده zahra |