مجانی دیوانه شویم!!!

این روزها دارم یاد می گیرم یه مقدار بی تفاوت باشم 

خونسرد باشم 

و سعی می کنم خیلی وارد دنیای دیگران نشم 

دیگران یعنی همه به جز خودم 


این روزها دارم بوف کور می خونم 

رقی جان خریده واسم 


قصد دارم غزلیات شمس حفظ کنم 

و حتما اینکارو می کنم 

احساس خیلی خاصی داره شعراش 

من امکان نداره روزی بنمای رخ که باغ و گلستان....رو نخونم واسه خودم 


توی دفترمون اوضاع خوبه برام 

من  سعی میکنم همه چیز رو فرصتی ببینم 

که خدا میده و من باید درکش کنم برای موفقیت بیشتر 

درسته که گهگاه غر می زنم 

اما حس خوبی دارم از اینکه دارم کار می کنم 

و دختر مفیدی هستم

و گهگاه ناراضی بودن لازمه

لازمه تا ما یکنواخت نباشیم و شرایط جدیدی رو درست کنیم 


و در آخر :

دست های من سردند 

مثل نگاه های تو!




+ تاريخ دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:32 نويسنده zahra |