مجانی دیوانه شویم!!!

داشتم صدای سلن دیون رو توی اهنگ تایتانیک گوش می کردم 

دیونه ی اول آهنگشم اونجایی که با صدای آروم میگه

.....every night in my dream I see you I feel you


به نظرم صدا خیلی مهمه 

برای من صدا از قیافه مهمتره 

یعنی اگر قرار باشه از کسی خوشم بیاد 

حتما صداش یه جورایی جذابه 

نه اینکه صداش بلند باشه برعکس صداهایی که بلندندرو دوست ندارم  

تن صداش و نحوه ی ادای کلماتش باید خاص باشه 

و در این زیبایی آرامش هم که باشه دیگه حرف نداره 

صدای افراد نظرم رو می تونه تغییر بده راجع به شخصیتشون 

حسادتم هم بیشتر به صداست 

نه به چهره 

بگذریم ....


یه چیز مهمی هم که این روزا دارم تجربه می  کنم اینه که 

چقدر خوبه که زیاد توی مسائلی که به من زیاد مربوط نمیشه 

شرکت نمی کنم 

زیاد پی هر حرفی رو نمی گیرم

این رو از کلاس فن بیان یاد گرفتم که 

لزومی نداره خودمون رو به زحمت بندازیم تا یه ارتباط خوب شکل بگیره 

ارتباط های غیر کلامی شاید موثرتر باشه این جور فکر می کنم 

حتی توی مسائل خونه هم زیاد خودم رو درگیر نمی کنم 

تا جایی که از من نظر بخوان نظر می دم 

وگرنه اصلا 

به نظر یه مقدار خود خواهی وارد رفتارم شده 

که خودم می پسندمش با شرمندگی البته 


یه شعر خوندم از یکی خیلی خیلی خوشم اومد

حیف که اجازه اش نیست که بنویسم اینجا


یه شعری امروز افتاده بود توی سرم ولم نی کرد

یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم 


می دونید چرا انقدر می نویسم 

چون دارم الکی وقت کشی میکنم  

تا مسواک زدن و از هم مصیبت تر جوراب شستن رو به تعویق بیندازم ...



عنوان :از شعر سهراب 






+ تاريخ پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:12 نويسنده zahra |