|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
این روزها انگار همه چیز جور دیگری اند
حال و هوای من هم انگار عوض شده
حالا دیگر دلتنگ نیستم
استرس ندارم و پشت بندش هم دل درد
حالم غریب نیست
یک کلام حالا همین حالا که اینجا در این اتاق خنک
بانسیمی از باد کولر
و در جوار مسیح جان که تازه گوشی HTC1V گرفته و خیلی هم زیباست
و ان طرف تر هم خانواده گرم صحبت
حالم خوب است
دلم قرص و هوا هم پس نیست
حالا به فکر باد و طوفان و زلزله نیستم
به فکر هیچ چیز فقط به فکر اینکه
فردا کلاس خیاطی ام تمام شود و از مهر هم زبان را استارت بزنم
و باز هم درس و دانشگاه
و اینکه چطور خیاطی را در زندگی ام جا دهم
خلاصه کنم :
این زندگی جدید چیزی کم ندارد
می توانم دستهات را باز کنی و هوا را به ریه هات بچسبانی
می توانم با صدای بلند اواز بخوانم و خواب بعد از ظهرم طولانی تر از همیشه
باید بروم پدر جان بیرون منتظر است