|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
آخ دیشب یه رویای نابی تو سرم بود که نگو
حافظ جانم رو باز کردم اومد
دمی با غم به سر بردن جهان بکسر نمی ارزد ....
ولی بازم نظرم و دلخواسته ام همینه که بود
من به شکل جنون آمیزی به شعر علاقه دارم
شعرهای کوتاه و ناب
کم پیدا میشه
اما همون چندتاشم میشینه به دل آدم
اوضاع کارم روبه بهبود
این صبر خیلی مهمه
و من هم خیلی چیزا یاد گرفتم
به زور نمیشه یه رابطه ی خوب با یه آدم داشت
اگر خوذش نخواست ولش کن بره پی کارش
دلم واسه ورزش کردن و شنا تنگ شده
دو شبه که شروع کردم به دمبل زدن
یه روز درمیون پشت بازو و جلو بازو و نشر و ....
اصلا من بدم میاد از بدن شل و ول
لاغرم اما شل و ول نیستم
من خیلی به سلامتم اهمیت میدم
واسه آینده و دوران پیری
مامانم میگه چقدر به خودت میرسی ؟
من معتقدم هر دختری باید خودش رو سالم نگه داره
رفتم پیش دکتر گفتم آقا یه آزمایش بده تا یه برنامه غذایی خوب پیدا کنیم
آزمایش دادم و هیچی کم نداشتم
حتی کم خون هم نبودم
با اینکه کم خونی توی دخترای هم سن و سال من زیاده و طبیعی
قراره یه روز نیم ساعت چهل دقیقه روی علایق غذایی من کار کنه
تا یه برنامه ی خوب بده
* آهای تو که چشم هات شب ستاره باران کویر است
من بیابان گردی آواره ام
دربه در نگاه تو