مجانی دیوانه شویم!!!

تلویزیون یه مصاحبه نشون میداد 

من هِی می گفتم من اینو می شناسم !

حالا کی بود ؟

فریده دوست جون جونی دانشگاه 

از گروه 4 نفره مون 

زنگ زدم بهش و با هم کلی صحبت کردیم 

از زندگی و کار و ....

همونطوری پر انرژی بود 

خیلی دلم تنگ شد واسه دوستای دانشگاه 

واسه چایی بین کلاسا و گپ زدنامون 

ول گشتن تو کتاب فروشی های انقلاب 

سر کلاس رو ورقه ها استاد رو مسخره کردن 

نامه نگاری کردن 

و ناهار خوردنمون چهار تایی 

توی اتوبوس واحد کلی خندیدن 

چه روزایی !

حالا هر کدوممون یه وری واسه خودمون داریم زندگی می کنیم 

و من از همه دورتر و به عبارتی یه ور تر ...




+ تاريخ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۲ساعت 0:16 نويسنده zahra |