|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
من امروز خیلی کار کردم تا 5 دفتر بودم
یعنی پدرم دراومد
بعدشم رفتم فن بیان
و داوطلب شدم برای صحبت با استادمون
اینجوریه که استادمون هر بار با یکی صحبت می کنه و
بقیه اشکالات رو می گن
منم خسته بودم
راجع به کار و اینا پرسید منم جواب دادم
و ارتباط چشمی رو رعایت هم رعایت می کردم
ایراد حرف زدنم این بود که تلگرافی جواب می دادم
و سعی نمی کردم ادامه دهنده صحبت باشم
اینجور که به سوالا جواب می دادم فقط
و استادمون گفت طرفت احساس می کنه دوست نداری ادامه بدی
یه جا پرسید راجع به کاری که می کنی بیشتر توضیح بده
منم گفتم راجع به کاری که دوست دارم صحبت کنیم
و بچه ها گفتن این شهامتش بود که موضوع رو اون جور که میخواد پیش ببره
یکی هم گفت من پسندیدم
یکی گفت من حس کردم میخواد راهنماییش کنید به سمتی که میخواد
و دقیقا درست گفت
جالب بود ...
هر جلسه 2 نفر جداگانه میرن راجع به خودشون
جلوی جمع صحبت می کنن
بدون اینکه آماده کرده باشن
من هنوز نرفتم ...