|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
احساس ِ به بن بست رسیدن و این حرفا
چقدرم غصه خوردم و گریه کردم
خیلی روزای سختی بود اما من خدارو شکر روحیه ی خوبی دارم
سریع بازسازی می شم نا خودآگاه
اون موقع اعتقاد داشتم شکست رو خوردم
تو دلم می گفتم اتفاقیه که افتاده ، زندگی رو که نباید تعطیل کنم که
اما حالا دیدگاهم عوض شده
اولا خیلی خوشحالم بابت اینکه پام رو کشیدم بیرون
و خودم رو با اون اتفاقی که فکر می کردم شکسته خرد نکردم
روحیه نباختم
حالا به این باور رسیدم که خداوند یه پیروزی بزرگ توی اون ماجرا به من داد
خدا خودش پای ِ من رو از اون قضیه بیرون کشید
من رو دور نگه داشت از اون احساسات هیجانی
*عنوان از مولانا
*چه نعمتیه این کنسرت بم شجریان
الان دارم بی تو به سر نمی شود رو گوش میدم
چه آرامشی میده به من این آهنگ