|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
فکر تو که بزند به سرم
دنیا ویران است
بی اعتماد می شوم به همه ی احساسات پاک پیش از این
یاد تو خراب می کند این دل وامانده را
عبث می شود زندگی کردن و تلاش
تو نا امیدم می کنی
بی اعتمادم می کنی
همه ی باورهای مرا به آتش می کشی
شاید دلم تنگ آن بتی ست که از تو ساخته بودم
نه سنگدلی که بودی
*عنوان :جمله ای از کتاب نامه ای برای کلودیا از خورخه بوکای
*دورها ی آموزشی موسسه زندگی عاقلانه از شنبه بعد شروع میشه
*چندتا کتاب هم باید بخرم برای این شب های دل تنگ تابستان