|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
بیا دست های هم را بگیریم برویم
یک جایی خودمان را گم کنیم
جایی که هیچ کس نباشد جز ما
که وقتی داریم با هزار امید از سر کار برمی گردیم
راننده ی تاکسی حرف از گرانی نزند
حرف از قسط نزند
مسافر حرف از یارانه
و قبض دلهره آور آب و برق و گازش نزند
جایی که نفس کشیدنمان حتی به سیاست ربط نداشته باشد
برویم جایی که انقدر همه چیز سیاه نباشد
برویم کمی برای خودمان زندگی کنیم ...