دیشب لعیا اومد خونمون
موقع خواب به من میگه
خاله برات یه نامه نوشتم تو ماشینه
میگه خاله تو هم نمی تونی برام یه نامه عاشقانه بنویسی
گفتم کی گفته نمی تونم.
امروز تو دفتر همش داشتم جمله بندی می کردم
واسه همکارم خوندم خیلی خوشش اومد
الانم میرم یه مهر پرس میزنم بهش رسمیش می کنم !