|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
ماه رمضان به پر کارترین شکل ممکن می گذرد
تا سحر بیداریم به تماشای مسابقات و حفظ شعر
۹ می رویم سمت دفتر ۴ تا کارهام رو صفر کنم میشه ۵
و سینه خیز به خانه می رویم
محمد ۶ میاد دنبالم تا ۸ اونجام
می سرم خونه سفره پهنه
و من از جناحین حملات جسته و گریخته ای انجام می دهم
فرنی و سالاد و چای و سوپ اگر باشد
بعدش همانجا کنار سفره ولو می شوم
تا ساعت ۱۰ بساط افطار پهن است
منم در نیمه دوم حملات جون دارتری به سفره وارد می کنم
و تا خود سحر به یخچال شبیخون می زنم
از هندوانه گرفته تا نیمرو
و مامان و آقاجون با دیدن
اشتهای گودزیلا در قالب مورچه ای که منم
بسیار سرگرم می شوند و شاد
قبل از ماه رمضان بادی بیلدینگ می رفتیم
که در ماه رمضان
هرچی باد در بیلدینگمان انداختیم به هوا شد
۵ کیلویی کم کردیم
و تا پایان رمضان شاید کلا محو شویم .