این روز ها به چیزی غیر از ما فکر میکنم
چیزی غیراز گذشته واینده وحالی که حالی ندارد
به سوم شخصی که بی خبر از همه جا می رسد
محکم دستهایت را میگیرد
سرش را روی شانه ات میگذارد
شعر میبافد برایت
بی خواب هم میشود برایت
خیلی وقت نمیگذرد
گذشته دور ودور ودورتر میشود
محو میشود
...