
امشب بعد از بازی
در حسرت اینکه زنان نمی تونن برن استادیوم
تا توی این حس خوب وطن دوستی شریک باشن
توپ پلاستیک ام را شوت کردم خورد به گلدون ،
بامبو با آب پخشِ زمین شد.
مامانم گفت دختر بچه این کارها رو نمی کنه
گفتم آب روشنیه
بعد از شام نا غافل
آب را خالی کرد توی یقه ام
که بیا این هم چشم روشنی !