مجانی دیوانه شویم!!!

یه دفتری روبه روی دفتر ماست

که امتیازش رو 85میلیون تومان فروخته

به یه پسرِ که متولد 62 هست 

دفتر معروفی هم هست 

از اطراف شنیدیم پسره

در گیر و داره  اینکه دفتر رو بخره 

توی رفت و آمدهاش 

از کارمند دفتر خوشش اومده 

و یک دل نه صد دل خر شده 

مشتری دفتر دیگه مشتری کارمند دفتر هم شد

و جفت شون رو باهم صاحاب 

من خیلی دوست داشتم قیافه ی پسره رو ببینم

تا این داستان را با قیافه طرف بتونم تطابق بدم 

حال یه روزی یکی از همکارام 

از اون سمت هِی اشاره و چشم و ابرو 

که پسره اینه 

پسره کت و شلواری جا برادری خوشتیپ بود 

حالا من دارم می میرم از کنج کاوی که دختر رو ببینم 

تا جفت شون رو باهم بتونم تصور کنم 

منتظرم رقی جان بیاد الکی بریم دفترشون ببینمش 


میزان پست هایی که در این یک هفته نوشتم 

از میزان نوشته های پایان نامه ام بیشتره 

پایان نامه به صفحه57 رسید


+ تاريخ شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ساعت 16:38 نويسنده zahra |