مجانی دیوانه شویم!!!


میان ما چیزی نبود جز 

"سلام وپرسش وخنده "

نه کافه ای 

با میزچوبی گرد بادو صندلی روبه هم 

بوی عود و صدای موزیک 

فضایی که هیچ چیز برایش غریبه نیست 

ومنی که همه اینها برایم غریبه 


نه 

زیاد شاعرانه شد


برای من به خواب دیدنت هم غنیمتی ست 




+ تاريخ پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ساعت 18:34 نويسنده roghi |