|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
انقدر گریه کردم که نگو
یکی که مدتها ست ندیدمش مثل پروانه دورم می چرخید
نگرانم بود
و من گوش استماع* نداشتم
یکی مرده بود که من داشتم دیوونه می شدم
پروانه ام مدام می چرخید دورم
توی دلم می خواستم تمام شود این رنج این غم
وقتی از خواب پریدم همینطور داشتم گریه می کردم
بالشتم خیس شده بود
ساعت 4:30
و من یک نفس راحت کشیدم در بیداری
پروانه ام هم پریده بود...
*من گوش استماع ندارم لمن تقول
جمله ی دوست داشتنی خسرو در کتاب
ادبیات دوم دبیرستان