انگار ربطی به چشم و نگاه
دست و لمس ندارد دوست داشتنِ تو
انگار که مُسری باشی
هوا بس است ...
همینکه نفس بکشم
مبتلایت می شوم.
ما یک نفر هستیم دوتایی . کجا میروی بی من؟
... آرشیو پیوندهای روزانه ARCHIVE
poem heliya loco ganjoor cafeblog alirezaghorbani vsadegh masih faribamusavi burberry zendegi aghelane 778 iq hamechisarejashe legaldocs
RSS
TEMP:m0zhgan