مجانی دیوانه شویم!!!


منِ بی تاب 

به مهتاب 

که با تاب 

نشسته ست در آن اوج 

فکندم نگه خویش

در این فکر 

که دلدار پیِ کیست

شفا بخش کدامین دلِ مجروحِ زمینی ست 

که زد چشمکی از دور ستاره

که باشد امیدی و نشانی  به اشاره

در این حال...

نسیمِ سحری خورد 

به موهایِ پریشانتر از افکارِ محالم....



***سحر_رمضان سال 1389شمسی_پوستکلا



+ تاريخ سه شنبه ۸ آذر ۱۳۹۰ساعت 1:23 نويسنده zahra |