مجانی دیوانه شویم!!!




از شما چه پنهان،ما دوست داریم شما برای ما قصه بگویید

من دوست دارم با صدای خودت برایم داستانهای خودت را بخوانی

داستان هایی که پایش تمام احساس و فکرت را گذاشته ای


که در داستانهات فقط من و تو

دوتایی زیرِ گنبدِ کبود خدا باشیم

با صدات داستان بگویی و من مسحور شوم


مسحور داستان یا صدا فرقی ندارد 

جفت اش باز می گردد سمتِ تو

دخترِ گستاخ که منم رام می شود

با صدای نقال که تویی..


+ تاريخ پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰ساعت 0:8 نويسنده zahra