|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
چراکه نه
میشه برای باقی عمرم
باکمک همین حس قشنگی که توبهم دادی
همین حس بدی که تو بهم دادی
ساعتهابشینم وتندوتنداین دکمه هاروفشاربدم
بخاطر خاطره های بودنت
بخاطر خاطره های نبودنت
دنبال کلمات بگردم
شعر بگم
حرف رمانتیک بزنم
اما
امادیگه نه تویی هست
ونه منی
من این وسط میشم یه شاعر
تو نه اسفندیاری
نه چنگیز
که اصلا نیستی...