ازدرمیام تو وبلندسلام میکنم
باباجلوی تلویزیون درازکشیده دوتاکنترل هم کنارش
سرشوبرمیگردونه ودستمو میگیره ومیکشه طرف خودش
دستمومیبوسه ومن برای هزارمین بارشرمنده میشم
منم عوضش یه بوسه میزنم به سرش
ومن تمام روزهربارکه یادش میافتم عین دیوونه ها میخندم
ما یک نفر هستیم دوتایی . کجا میروی بی من؟
... آرشیو پیوندهای روزانه ARCHIVE
poem heliya loco ganjoor cafeblog alirezaghorbani vsadegh masih faribamusavi burberry zendegi aghelane 778 iq hamechisarejashe legaldocs
RSS
TEMP:m0zhgan