مجانی دیوانه شویم!!!

خوبه که یه خانواده ی بزرگ دارم 


خوبه که با دایی ها با خاله ها بچه هاشون 


دور هم می شینیم 


مشاعره می کنیم 


پانتومیم بازی می کنیم


20 نفری تو زمین 12 متری والیبال بازی می کنیم


عاشق اینجور دور هم نشستنم 


چایی میارم 


میوه میارم


انار دون می کنم 


خودمو خفه می کنم تا به همه مون خوش بگذره


خوبه که دایی بهم میگه بامِشی 


برای خداحافظی مکه 


رفتم تو اتاق گفتم به داییم چقدر خوش تیپ شده


خوبه که بغلم کرد


خوبه که برای روبوسی 4 بار 5 بار بوسم میکنه


خوبه که صورت تیغ تیغیش رو می بوسم


خوبه که بوی ادکلن میده صورتش


خوبه که چپ و راست مشت می کوبه به دستم


خوبه که همه مون زیر بارون شدید


همراهی شون کردیم تا مسجد


بی خیالِ خیس شدن می خندیدیم


دنبال مینی بوس راه می رفتیم


می خندیدیم


عکس می گرفتیم


چقدر خوبه که دست رقیه رو می گیرم


خوبه که با هم چرند می بافیم


خوبه که دوستیمون انقدر زیاده


چقدر خوبه که بچه ی این خانواده ام!!!





+ تاريخ یکشنبه ۱ آبان ۱۳۹۰ساعت 22:33 نويسنده zahra |