بقدری در تاریکی غوطه ور شده ام
که توانایی دیدنت را
در خیال هم ندارم
حرکتی کن
نزدیک شو
باز کن خرمن گیسوت را
بنشین کنارم
دست هات را بگذار روی چشمانم
روی دلم
که بینا شوند این ها
ما یک نفر هستیم دوتایی . کجا میروی بی من؟
... آرشیو پیوندهای روزانه ARCHIVE
poem heliya loco ganjoor cafeblog alirezaghorbani vsadegh masih faribamusavi burberry zendegi aghelane 778 iq hamechisarejashe legaldocs
RSS
TEMP:m0zhgan