مجانی دیوانه شویم!!!

"....و شکست هایت را خواهی پذیرفت

سرت را بالا خواهی گرفت

با چشم های باز

با ظرافت های زنانه و نه اندوهی کودکانه"

ک
وتاه نمی آیم

وقتی این درد ماه به ماه

می پیچاندم به بالش

سست ام میکندو به زمین می زندم

کوتاه نمی آیم

دل خوش می کنم

به صبح های گیج

 از استامینیوفن کدیین شب پیش

دل خوش می کنم به صدای مادر

نگاه پدر

دل خوش می کنم به عطر چای

گرمای مطبوع نان تازه

و مزه ی پنیر

دل خوش می کنم به این کار تابستانی

به خر کاری

دل خوش می کنم به خورشت  و برنج

روی اجاق ظهر

دل خوش میکنم به نقاشی عصر

و به چراغ های روشن خانه در شب

کوتاه نمی آیم

و لباس هایم را اتو می کنم

برای صبح فردا

+ تاريخ دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۰ساعت 20:11 نويسنده zahra |