|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
باسرعت لاک پشتی ماشین بالاخره ساعت2بود که رسیدیم از این
ادرس بپرس واز اون خان دوم هم گذشت واز زیر گذر وارد شدیم
تالار اموزشی روبالاپایین کردیم هیچی نبود اطلاعات ادرس تالار
دانشگاهی داددوباره بالابرو پایین بیا به این بخور وازاون جاخالی بده
سرتوبدزد وکلا حرکات زیگزاگی وارد محوطه تالار شدیم
طرح سازمان حسابرسی هم که اخرش بود حق دیدن کتابها رو
نداشتی ازلیست کتاب روانتخاب فاکتور روپرداخت واونوقت کتاب
میومد تودستات.خلاصه همین جابود که دیگه زهرارو دیدیم
تا اینجا همه چی خوب بود(خوب چون سونامی درراهه).شلوغی
پله ها ماروبابرادرانسب شرعی داد 375 غلط کردم.
بخش خشگل ماجرامتروسوارشدن بود که یه لحظه فکر کردم زهرا
پرس شده نفسم بالا نمیومدوتا اخر مسیر شکل کمان برعکس
بودیم.راستی یه پیرزنی هم بود که حرفایی زد که خجالت میکشم
براخودم تکرار کنم.4625غلط کردم.
اخه بگو ابت کم بود نونت کم بود نمایشگاه کتاب رفتنت.....
خیلی متشخص تو کتابخونه ای که برات یه اهنگ اروم هم برات
میگذارهساعتها میگردی وسیرمونی که گرفتی یه کتاب میگیری
وراضی وخشنود تو بازی برد-برد میری سر زندگیت
12716غلط کردم 12717غلط کردم 12718غلط کردم ...