مجانی دیوانه شویم!!!

بله می بینم که زندگی م به اونجا رسید که ادامه ش دیگه لزومی نداره 

بله بله درست شنیدین لزومی نداره 

من نمی تونم ادامه بدم با این شرایط و مجبورم که ادامه بدم و چقدر هم آدم نخواستی و نچسبی به نظر میرسم

زندگیِ من همش تحمل کردن بوده 

همش تنش بوده و بی توجهی 

و بله من به جایی نرسیدم

ایده آل های ذهن من خیلی عجیب غریب نبود

یه صداقت ساده ی بی آلایش 

یه دوست داشتنِ بی سیاست 

ساده و ساده 

همه چی ساده اما زندگی همش رو سرکوب کرد 

آدم ها آدمای بی سیاست رو دوست ندارند

آدما راستی و صداقت براشون بی ارزشه

کسی هست که قیافه ی زشت ما رو دوست داشته باشه وقتی توی اوج غم هستیم

حرف از زیبایی ظاهر نزنه وقتی اعتماد به نفسمون پوکیده؟

کسی هست که دست بکشه به دل رنج کشیده ی ما بگه خرت به چند 

کسی هست که برای ما و خوب شدن ما وقت بذاره 

کسی هست که ما رو بخواد حتی وقتی توی بدترین روزهامون هستیم

کسی هست که ما رو اون جور بخواد که پیچیده نباشه؟

نیست

زندگی ادامه ش چ فایده ای داره وقتی انقدر ناعادلانه ست

 

+ تاريخ سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸ساعت 23:11 نويسنده |