|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
چیزی که میدونم اینه که من یه وقتایی از ماه توی یه بحران وحشتناکی قرار میگیرم
توی اون روزا من به همه ی دنیا بدبینم
از خانواده م متنفر میشم حوصله ندارم
کوچیکترین چیزا اذیتم میکنه حساس میشم به صدا به شلوغی
و یه بمب در حال انفجارم و تصمیمایی میگیرم که خودمو زودتر نابود کنم
و جدیدا یاد گرفتم بذارم بگذره ولی لامصب طولانی میشه انگار
مثلا ایندفعه میدونستم که ربطی به بیرون نداره و همه ی مشکلات از درون منه