مجانی دیوانه شویم!!!
دیشب توی مغازه یکی از مشتری ها که هرچند وقت یه بار میاد اومده بود(آقای عظیمی)

ی آدم آرومیه که نگو .آروم صحبت میکنه کلا آرامش داره

ب حامد گفتش که قبلا که میومده اینجا توی اوج استرس ومشغله همون لحظه ک میومد مغازه

آرامش میگرفت ازش ولی الان انگار که مشغله ها زیاد شده انگار قسطاش عقب افتاده

وحامدم براش توضیح داد ک به خاطر شرایط زندگی این اتفاقا میوفته و اصلا اصولا بدهی نداره و از اون بابت نیست آقای عظیمی گفت هیچی توی زندگی ارزش آرامش رو نداره و اونایی که آرامششون رو به هیچ نمیفروشن برنده هستن.ودرست میگفت

بعدش به من گفت دخترهای هم سن شما بیشتر دوست دارن که فروشنده باشن یا اپراتور و ارباب رجوع خودشون رو داشته باشن ولی نمیدونن چه لذتی داره هنر

همینکه اینجا یه کار هنری انجام میدید و آهنگی گوش میکنید خودش یه دنیاست

الان فکر میکنم راست میگه من غرق یه نعمتی هستم خیلی هم قدرش رو میدونم اما باید یادم باشه هر لحظه که به چه لذتی رسیدم.

زندگی برای من لذت شب های مغازه هست آرامش و لذت و عشق و صفا و صمیمیت و دوستی شب های کوک هست و من قدرش رو میدونم و دوسش دارم با تک تک سلولهام

 

+ تاريخ یکشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۷ساعت 10:1 نويسنده |