مجانی دیوانه شویم!!!
خب احساس میکنم چیزی در زندگی من وجود نداره که براش  شب و روز نداشته باشم

چیزی وجود نداره که به خاطر علاقه بهش و دست پیدا کردن بهش بی قرار باشم و زمان از یادم بره

داشتم فکر میکردم یه هدفی باید باشه خب نمیشه که

یه چیزی که باعث بشه من  پویا باشم

نمیدونم

یه کاری یه حرفه ای

دلم در حال حاضر هیچ چیز نمیخواد جز تنهایی

دلم میخواد توی رشت زندگی کنم

و برای خودم زندگی کنم و کسی رو  نشناسم

دلم میخواد صبح ها با آرامش از خواب پاشم و برم بیرون برای خرید

توی پیاده روها ی رشت

تو بارون رشت

توی بوی سبزی و بوی بارون و خاک

دلم ضعف  میره برای این زندگی

دلم میخواد یه شناگر بزرگ بشم

یکی که توی دریا و اقیانوس شنا کنه

دلم میخواد به بقیه شنا یاد بدم

واقعا چیزی که از ته دلم میخوام اینه که تنها باشم

و کسی کاری با من نداشته باشه

 

+ تاريخ دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۷ساعت 13:37 نويسنده |