مجانی دیوانه شویم!!!
خب امروز روز پرکاریه برای من

من یه آدم پر مشغله ای هستم که نمیدونم برای چی این همه مشغله دارم و جالب اینکه الکیه

مامان اینا میرن شمال و من عاشق تنها شدن و زندگی مستقل هستم

من از امروز استقلال دوس داشتنی م رو به دست میارم

شب دیر خوابیدم

و صبح بدون هیچ  استرسی از خواب پاشدم و به پوستم روغن نارگیل زدم

به ابروها و مژه و موهام روغن کرچک زدم

و رژ هم به لب

و رفتم

صبح پر از کار بودم

تا همین الان داشتم کار میکردم

این وسطا یه آقایی اومد و استرس بهم وارد کرد و باهاش بحثم شد

اون منو مقصر میدونست و من هم براش توضیح دادم که من کارم رو انجام داده بودم و

کم کاری از خودش بود

این منو عصبی کرد

با این که حق کاملا با من بود

درسته که توی یه موضوعی حق با اون بود که اول چک رو از بانک بگیره بعد سندرو امضا کنه

ولی من روز اول کاراشو کردم و معطل من نبود

اینا رو می نویسم که خودم بعدا بدونم ماجرا چی بوده

یه کم عصبی کرد منو

همون لحظه سعی کردم آروم باشم

ولی بازم دنبال بردن توی ماجرا بودم و این اشتباهه

اینکه بخوای برنده باشی

نفس  عمیق کشیدم

و به خودم گفتم خودمو سرزنش نکنه

بنابراین گفتم آروم باش و از این چالش درس بگیر

و این شد که ارومم

کار زیاد دارم

زبان باید بخونم من عااااشق یادگیریه زبانم

باید به خودم برسم خیلی پشمالو شدم

باید خونه رو تمییز کنم اناقم افتضاحه

باید غذا بخورم

میرسم ورزش کنم ؟؟؟؟

شایدم بگیرم بخوابم و هیچ  کاری نکنم

آآآآاخ خدا کاش یه قرصی بود که وقتی می خوردیم بدنمون هیچ نیازی به خواب نداشت و ضرری هم نمیرسوند

نمیرسم کارامو انجام بدم چون باید سر ساعت 6 مغازه باشم

بماند که باید مانتویی که خریدم رو عوض کنم

باید دمپایی مامانو عوض کنم

من کاری عجله ای ندارم توی مغازه ولی باید اونجا باشم

چون حامد گفته 6 اونجا باشم هر روز نه دیرتر

ومن دلم نمیخواد فرصت با هم بودنامون رو توی کوک از دست بدم

با ح جیمی و م خندیدن و حرف زدن و چایی خوردن و آهنگ گوش کردن

چون فرصت کمه

چرا فرصت کمه ؟

چون ممکنه ح جیمی و میم برن جایی واسه  یه کاری و کوک تعطیل شه

و این منصفانه ست که اونها برای کار می تونن تصمیم بگیرند نباشند

و من به خودم اجازه ندم که کوک نرم ؟

کسی من رو مجبور نکرده

این انتخاب منه و درست و غلطش رو نمیدونم فعلا با این انتخاب آرومم

 

 

+ تاريخ شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ساعت 13:19 نويسنده |