|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
شوهر همکارم توی دفترخونه با همکارم دعواش شد
چه دعوایی
سرِ پول
خب نمیشه بگی سرِ پول
پول بهانه ست
چیزی که ذهن من رو درگیر کرده اینه که چی میشه که آدم مجبور میشه تحمل کنه
هووووف
از یکی بدت بیاد بهش فحش بدی ولی باهاش زندگی کنی؟
وحشتناکه
این اتفاق برای من اگر بیوفته میمیرم
چون من فرماندهیم توی قلبمه
اگر روزی کسی توی زندگیم باشه حتما از روی دوست داشتنه
فکر کنم هر دختری به خاطر خود دوست داشتن ازدواج میکنه
یعنی یه نفر رو انقدر دوست داشته باشی که دوری واست سخت شه
که باید لحظه لحظه ت رو باهاش شریک شی
حتی لحظه های ساده و روزمره
همه چیزت رو باهاش شریک شی
خب این در صورتی ممکنه که دوست داشتن وجود داشته باشه
و اگر غیر از این باشه اون آدم به نظرم مبتذله
خیلی وحشتناکه غیر از این رخ بده
و تحمل کنی یه آدم رو
ازدواج حتما تکامله خب
یعنی تو باهمه ی سیاهی های وجودت برای من قابل قبولی
و من با همه ی سیاهی های وجودم برای تو قابل قبول
روشنی های وجودترو دوست دارم
روشنیهای وجودمودوست داری
فکر نکنم چیزی غیر این باشه
من سعی میکنم حال تو رو خوب کنم
تو سعی میکنی حال منو خوب کنی
خیلی مراقبت میخواد
خیلی خیلی خیلی
ازدواج غیر از این باشه فاجعه ست
تنها بودن بهترین کار ممکنه وقتی نمیتونی کسی رو کنارت داشته باشی
کسی رو کنارت داشته باشی که این نوع تصور رو داشته باشه از همراه بودن
چقدر مهمه که ادما با هم سر این چیزا صحبت کنن
چقدر مهمه
خیلی خیلی خیلی
ایده ال زندگی برای من اینه که کسی باشه که تو رو بفهمه تو هم بفهمیش
سعی کنی بفهمی
سعی کنه بفهمه
این کلمه ها مهمه این کلمه ها کلی معنی داره