مجانی دیوانه شویم!!!

پری شب رفتیم سینما دیدن فیلم اینو بگم که من خیلی خوشحال و سرحال بودما می خواستیم بریم نگار رو ببینیم بعد که نشستیم تو سال دیدیم که عه اکسیدانه .نگو ه جیمی اکسیدانو گرفته بود و به ما گفت نگار.اما خب چون از اکسیدان خیلی تعریف شنیدم خب خوشحالتر شدم که اینکارو  کرد.وای خدا ولی فیلم افتضاح بود داشت حالم به هم میخوردا اصلا نمیتونستم تحملش کنم

بعد اینکه بچه ها می خندیدن

خنده که چه عرض کنم قهقهه من داشتم عصبی میشدم واقعا.تحمل داشتم میکردم فیلمو .یه جا ه جیمی  گفت زهرا چتتتتتته؟

گفتم هیچ

بعد که فیلم تموم شد گفت چی شد؟

گفتم اعصابمو خرد کرد فیلم

و هیچ کس هیچی نگفت تو ماشین

دیشب توی مغازه خانم میم  گفت چت شده بود یهو تو

گفتم فیلمه عصبیم کرد گفت من که خیلی خندیدم

من تو دلم داشتم فکر میکردم خدایا به چی آخه

چرااااااا؟کجاش خنده داشت

حامد هم گفت فیلمو کوفتمون کردی اصلا نذاشتی لذت ببریم ازش

گفت تو حالتت به فیلم ربط نداشت مگه میشه یه فیلم انقدر آدمو عصبی کنه

نهایتا میمومدی بیرون میگفتی خوشم نیومده

یه جوری برخورد کردی من اصن نتونستم حرف بزنم تو ماشین

چرا واقعا چرا اعصابنیتم اونطور بود

گفتش تو ناراحتیت به فیلم ربط نداشت

گفتم باباجان من قبل فیلم کلی سرحال بودم

گفتش یه چیزی توی فیلم تو رو اذیتت کرد

گفتم نمیدونم چی بوده شاید ناخودآگاهه یادم نیست

گفت میدونی چیه

و من واقعا نمیدونستم

و بعد یواشکی بهم گفت اول فیلم راجع به مهاجرت بود و تو کلا دوباره بهم ریختی

یهو چراغ مغزم روشن شد که عه

شاید درست میگه

چه خوب میدونه منو

وقتی یکی انقد آدمو میدونه آدم حالش خوب میشه

و حالم خوب شد اون شب

کلی خندیدم سه تایی

کلی شاد بودیم سه تایی

و رفتیم خونه ی آقای آذری واسه خرید چرم

و تو راه کلی آهنگ شاد

کلی ه جیمی پشت فرمون به قر دادن

بهش گفتم از روده طلبمو خواستم و چه چرتی بهم گفت

و گفتش نباید جوابش رو میدادی

بعد گفت میخوای بهش زنگ بزنم ؟

گفتم آره اگر فکر میکنی در شان تو هست

گفت نه بحث این چیزا نیس

بهش زنگ میزنم که طلبتو بگیری

گفتم باشه مرسی و قرار شد زنگ بزنه

دوستای واقعی همش به درد هم میخورن

باید بگم چقد به درد بخوری تو

 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:29 نويسنده |