|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
پر از دلتنگی
زندگیم مثه حبابه
دلم میخواد تموم شه زندگیم
هرچی دلخوشیم بود همشون تموم شد
دنیا چه ارزشی داره بی دوست داشتن و دوست داشته شدن
چه جوری لبخند بزنم
چه جوری سرحال باشم
چه جوری حرف بزنم
چه جوری خودمو جمع و جور کنم
دنیام مزخرف شده
کی میتونه حرف منو بفهمه
هیشکی نمیتونه
کی میتونه درک کنه
هیشکی
این همه تنهایی به خدا بی انصافیه
تنهاتر شدن بی انصافیه
این همه خودمو تحلیل میکنم تفسیر میکنم
اینهمه علاقه
چرا باید زندگی همش از من بگیره
چرا تا سی سالگی روی خوششو نشونم نداد
بعد از سی سالگی میخوام چکار کنم
چرا به من میگه به فکر زندگیت باش
زندگی چیه جز محبت
لبخند
دلداری
مگه من اومدم سمتت که الان اینکارو میکنی با من