مجانی دیوانه شویم!!!
زندگی برام به حدی مزخرف شده که میخوام تموم شه 

تموم شه که راحت شم

دوس داشتن یه اتفاق فوق العاده کشنده ست و من راضی هستم به مردن

خیلی فکرم حرفم سطح پایینه؟

خب باشه برام مهم نیس سطحش چقدره 

برام هیچی مهم نیست 

بی انصافیه که یه آدم میاد خودشو بهت نزدیک میکنه 

نزدیک و نزدیک 

میاد و اعتمادتو جلب میکنه 

میاد و تو رو جذب میکنه

میاد و هم صحبتت میشه 

میاد و باهات درد و دل میکنه 

میشه رفیقت 

همرازت 

وابسته 

دلبسته میشی 

بهت میگه چقدر بودنت خوبه میگه همیشه باش

میگی خمیشه هستم 

وقتی روح و روانش ناراحته باهاشم 

وقتی به ناامیدی میرسه پای حرفاشم 

از نبودنم شاکی میشه 

از ناراحت شدنم عصبی 

انقد صمیمی که جونم به جونش 

نفسم به بودنش گرم میشه 

جون میگیرم 

و کوچکترین کلمه ش منو زیر و رو میکنه 

حالا 

بعد از این همه نزدیکی 

دلم من لازمش داره و نیس 

دلم میگه تنگشه و اون هیچی نمیگه 

دلم بودنش رو میخواد و نمیبینمش 

دلم داره میترکه و اون نیست 

حرف که میزنم حواسش باهام نیست

انگاری دنیا دنیای له کردنه 

یه جایی دل میدی به کسی میاد لهت میکنه 

رفیق کسی میشی میاد له میکنه 

همه میان که له کنن و رها شن 

چه جوریه که انقد بی قراره دوستی میشم

دل تنگ میشم 

بی انصافیه 

دلم خون میشه 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ساعت 22:55 نويسنده |