مجانی دیوانه شویم!!!
هر چی بیشتر میگذره بیشتر به این نتیجه میرسم ک زندگی پوچه

که همه چی پوچه 

از همه ی تجربه های زندگیم ممنونم از همه شون 

چیزی ک میدونم اینه ک حتی بهترین آدمهایی ک دور و برم هستن هم من تنهاترم میکنن

نه اینکه مشکلی داشته باشن 

یادم میدن ک هییییچ توقعی نباید از هیچ آدمی توی زندگیم داشته باشم

هیچ آدمی

باید دست تنهاییمو بگیرم  بشینم کنارش و بگم من کنارشم 

ششدانگ کنارشم 

توی اشتباهات 

تکی خوشی 

توی ناخوشی 

غم و خوشحالی 

توی بی حالی 

بی حوصلگی 

همه ی حسای خوب و بد 

کنارشم 

خودم مسولییت خودم و تنهاییامو دارم

تنها چیزی ک داره الان اذیتم میکنه 

بغضیه ک توی گلومه و من نمیخوامش این بغضو 

حالم بد میشه از این ضعفم 

از بغض حالم بد مبشه 

اینجوری ک فقط نخوامش کافی نیست باید واقعا تموم شه این بغض

دلم میخواد ک بشینم یه گوشه دنج 

یه کلبه ی چوبی ک تا کیلومترهاش آدم نباشه 

آدما فقط تنهاتر میکنن 

دلم یه کلبه ی چوبی میخواد ک کوچیکه کوچیک باشه 

یه قفسه ی کتاب داشته باشه 

همین 

و من خودم باشم و تنهاییام 

نوشتن و خوندن و سکوت و صدای شجریان ک روحمو جلا بده

آخ ک چقد بیزارم از این آدما 

از همه ی این آدما 

حتی از آدمای مورد علاقه 

آدمای مورد علاقه آدم بیشتر تحت تاثیر قرار میدن و 

آرامش آدمو به هم میزنن

دل میبندی به وعده ها 

به محبتا 

به همه چیزای خوب و حسای خوبشون 

و بعد با ی بی توجهیشون نابود میشه آدم 

بی توجهی بدترین رفتار مورد علاقه هاست 

و من باید بتونم دل نبندم به آدمای حتی خوب 

آخ خدا من چیزی نمیخوام فقط دوری میخوام از همه همین

گاهی واقعا به مرگ فکر میکنم 

ک چقد آرامشه 

ک راحتیه 

ک فراره 

 

 

 

+ تاريخ شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:11 نويسنده |