|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
دلم میخواد یه دل خوش داشته باشم که دست خودمه البته
ینی اینکه واقعا و واقعا خوشی های من هیچ ربطی به هیشکی نداره والا
الان دلم میخواد که اون چیزی که میخوام رو تصور کنم
اینکه یه خونه دارم با یه آشپزخونه ای که سینک ظرفشویی و اجاق گازش جلوی پنجره باشه
و حال بزرگ ، بزرگ ینی جوری که بشه یه پنجره ی بزرگ داشته باشه
مثلا در حد شش متر پنجره ، والا
بعد یه پرده ی حریر
که راحت بشه چپ و راستش کرد
رنگ روشن
مثلا کرم
یا سفید
بعد روزا پرده ها رو میکشم
وااااای
خدااااا
آشپزی می کنم
چایی دم میکنم
و کتاب می خونم
و آرامش میگیرم
ساعتها فکر میکنم
و برای خودم مینویسم و چایی می خورم
چه خوبه
و خودم برنامه ی زندگیمو دستم میگیرم
کاش دنیا طوری شه
که هیچ کس کاری به تو نداشته باشه
و همه سرشون تو زندگی و لذت های خودشون باشه