مجانی دیوانه شویم!!!
1.وبلاگ خوندن کار هر کسی نیست یا حتی وبلاگ نوشتن ... با روحیه ی وحشتناک خود افشاگریه مسخره ای که دارم و با صداقت تمام به جیم میگم بیا وبلاگمو بخون و آدرسمو میدم و بعد از اینکه میگه میخونم با شب بخیر کسل کننده و ناگهانی اش شب را به شدت به گوه میکشد  ... خب خودم اینطور تفسیر میکنم ک وبلاگ خوندن یا وبلاگ کسی را خواندن دلایل  حسیه خیلی خاصی میخواد.حالا نه اینکه اون حس یه حس عاشقانه ی فوق العاده خاصی باشه نه .فقط کافیه ک ولع فهمیدن اون آدم توی وجودت باشه.مثه من ک تا نصف شب با رضایت تمام و به دلخواه خودم حرف ها و نوشته های  جیم رو میخونم و نه یکبار بلکه صدبار ک بفهمم این آدمی ک دوستش دارم این آدمهایی ک دوستشان دارم حال دلشون چطوره .

خب اما وبلاگ نوشتن یه سینه ی پر میخواد یه سینه ی پر ک نیازی به تماشاگر نداشته باشه

2-آدما مثل هم نیستن و وقتی چندتا آدم ک مثل هم نیستن تو یه رابطه ی نزدیک قرار میگیرن اصطکاکی بوجود میاد ک وقتی دودش میره توی چشم اونی ک توی تیم تک نفره ست خب درسته ک یه رابطه ی نزدیک یه تیم باید باشه نه دو تیم اما خب واقعیت همیشه انقدر ایده آل نیست .خواهی نخواهی من منم و اونا ما حالا هر چقدر ک من تلاش کنم این کلمات با بار منفی رو لز ذهن و زبون دور کنم ک نه آقاجان من شمام ما باهمیم توی شوخی و جدی ما باهمیم آخ ک من دارم خودمو به زور توی جمع اوتا میکنم و روزی میرسه که توان مبارزه با من و تبدیلش به ما قلبا و روحا نمیمونه و فاجعه اونجاست ک فقط تو اهمیت این قضیه رو میدونی و این یعنی اون ماجرای من و ما چه من بخوام چه نخوام درسته

من از این من و ما گفتن از اینکه تو اونوری من اینور بدم میاد 

3-من خیلی توی سرم حرف میزنم این حجم از حماقت و خریت واقعا عجیبه 

شب انقدر منتظر بودم به ی پیام تلگرام ک آره حق با توعه ک نباید منو ما باشه معلومه ک اینطوری نیس معلومه ک تو هم با مایی و تک نیستی معلومه ک فکرت چرنده و اما....

مسخره ست من یه آدم مسخره ی درون گرای خرم ولی همینم همین جوری هستم 

+ تاريخ سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ساعت 11:16 نويسنده |