|
مجانی دیوانه شویم!!!
|
یه جاده ی عریض و پرپیچ و خم رو در نظر بگیر
جاده ای که وسط یه جنگل بی انتها باشه
فصل پاییزه
برگ درختا هزار رنگه و جاده هم پر از برگه
شایدم فصل بهار باشه
و برگا سبز فسفوری و
درختا تک و توک پر از شکوفه باشه
جاده صاف باشه مثل آیینه
و تو سوار یه هیوندای کوپه باشی
رنگش هم زرد یاشه
آخ عجب رنگ فوق العاده ای
بعد تو گهگاه با سرعت بری
و سقف ماشین رو بکشی
باد موهات رو به رقص در بیاره
سیستم روشن نمی کنی
فقط به صدای طبیعت گوش میدی
اصرار نکن من خوشم نمیاد ضبط روشن نکن!
یه جاهایی رو هم میزنی کنار
مثلا کنار یه دریاچه
پاچه شلوارت رو میکشی بالا
پاهات رو میبری تو آب
بذار تصور کنیم فصل بهاره که یخ نکنیم
یه کم کنار دریاچه می شینی
و به طبیعت فوق العاده خیره می شی
یه چایی هم بدن دستت
و بخار مطبوعش بخوره تو صورتت
توی اون هوای ملایم بهاری
عطرش مستم کرد
چای داغ رو می نوشی
جون میگیری میری پشت فرمون
با سرعت کم مناظر رو با لذت دید میزنی
چه قدر خوبه که بوی آتیش هیزم میاد
هیچ آدمی این اطراف نیست
لابد توی جنگل آتیش روشن کردن
و سیب زمینی انداختن تو آتیش
می خوای یه جا وایسیم ما اونایی باشیم که
داریم سیب زمینی کباب می کنیم
پس بپر پایین
ماشین رو بذاریم کنار جاده
چوب جمع کنیم
خشک باشه و نازک که آتیش بگیره
سیب زمینی می ندازیم تو آتیش
دم غروبه
سیب زمینی نیم سوخته رو با
نمک و گلپر می خوریم
چه طعمی داره!!!!!!!
چقدر خیره شدن به آتیش لذت بخشه
آتیش رو کامل خاموش کنیم بریم
که جاده جذابیت های زیادی داریم
طوری بریم که شب از مسیر کویری رد شیم
شب تو کویریم
تو جاده ی کویر
سقف ماشین رو می زنیم کنار
یه جا وایسیم ستاره رصد کنیم
انقدر ستاره هاا نزدیکن که
اگر دستت رو بلند کنی
می تونی بچینیشون
خدایا چقدر زیادن ستاره ها
یه کم شاعرانه شیم بد نیست
همینجا کنار جاده تا صبح ستاره ببینیم جان من
صبح با نسیمی که به صورتمون می خوره
بیدار می شیم
هوا گرگ و میشه
خدایا من دارم چی می بینم؟
یه دشت کویری پر از شقایق قررررررررررررررمز
وای چقدر رویاییه!!!!!!!!!!
تا چشم کار میکنه شقایق هست
یه صبحونه کنار همین شقایق ها می زنیم
چای دم شده رو آتیش
خیار گوجه و ریحون
پنیر محلی
و یه مقدار هم دشت رو سیر و سیاحت می کنیم
پس حتما ماه اردیبهشت که شقایقا در اومدن
ما به سختی دل می کنیم و میریم
خوشم نمیاد عکس نگیر
ما قرار هزار بار بیایم از این سفرا
پس واسه خودت خاطره نساز
بذار همیشه واقعیت رو ببینی
نه عکس و غیر واقعیت رو
واسه ظهر قراره از جاهای کوهستانی رد شیم
هزار بار نپرس مقصد کجاست
تا من مجبور نباشم هر هزار بار جواب بدم
که ما مقصد خاصی نداریم
قرار از مسیر لذت ببریم
زندگی یعنی همین عزیز من
دیدن همه ی زیبایی ها
سیرو فی الارض یعنی همین دیگه
الان می رسیم به پای کوه
بیا پیاده تا یه جاهایی بریم
مثلا کمره ی کوه
خواهش می کنم فسیل ها و سنگا رو جمع نکن
فقط تو دستت لمس کن
بذار سر جاش
خوشم نمیاد خاطره جمع کنی
چند بار دیگه هم گفتم بازم میگم
خاطره جمع نکن دلم میگیره
بذار دلمون واسه اینا تنگ شه و دوباره بیایم
اون بالا بساط چای و آتیش به راه
از اون بالا چقدر همه چیز زیباست
یه نفس عمیق بکشیم
بیا چندتا نفس عمیق بکشیم
چه هوای ملسی
سردم شد
نوک بینیم قندیل بست
بریم
چقدر خوبه که دامنه ی کوه مسابقه بذاریم
تا ماشین
شک نکن! من رو از همین حالا برنده بدون
من واسه خودم
موریس گرینیی هستم که نگو
حالا چه کنیم؟
یه کم با سرعت این جاده رو طی کنیم
من عاشق سرعتم
واییییییییییییییییییی
داریم از دره پرت میشیم.
افتادم پایین
به دور و برم نگاه می کنم
من که افتادم رو فرش
اینجا اتاقمه که!
من از روی تختم افتادم؟
اه